نقدی بر آپارتمان (۱)
*** یادداشتی بر " آپارتمان " ( بیلی وایلدر ) : نوری پرتو

" آپارتمان " اثر تحسین برانگیز بیلی وایلدر در سال ۱۹۶۰ اکران شد و موفق به کسب جایزه ی اسکار بهترین فیلم ، بهترین کارگردان ، بهترین فیلمنامه ، بهترین تدوین ، بهترین طراحی صحنه شد و در رشته های بهترین بازیگر نقش اول مرد ( جک لمون ) ، بهترین بازیگر نقش اول زن ( شرلی مک لین ) ، بهترین بازیگر نقش دوم مرد ( جک کروشن ) نامزد دریافت این جایزه بود . این شاهکار دوست داشتنی وایلدر همچنین در مراسم گلدن کلوب همان سال در رشته های بهترین فیلم کمدی ، بهترین بازیگر نقش اول مرد ( موزیکال / کمدی ) ، بهترین بازیگر نقش اول زن ( موزیکال / کمدی ) به کسب جایزه نائل شد .
حدود دو سال قبل فیلمنامه ی " آپارتمان " را مطالعه کرده بودم و بی صبرانه منتظر یودم تا نسخه ای از این فیلم خاطره انگیز به دستم برسد که بالاخره افتخار تماشای این اثر به یاد ماندنی وایلدر را پنجشنبه ی گذشته در سالن کوچک حوزه ی هنری پیدا کردم و پی بردم : " خواندن کی بود مانند دیدن ! "
آپارتمان در کنار " بعضی ها داغشو دوست دارند " به فیلمی کالت و محبوب برای دوستداران فیلمهای کمدی بدل شده است . فیلم داستان " سی سی باد باکستر ( جک لمون ) ، کارمند جزء یک شرکت بزرگ بیمه در نیویورک است که برای ارتقاء شغلی در اداره ، کلید آپارتمانش را در اختیار روسای امورش می گذارد تا برای گذراندن ساعتی با معشوقه هایشان راحت باشند . او در این بین عاشق فرن کوبلیک ( شرلی مک لین ) ، آسانسورچی اداره می شود اما در می یابد که فرن با رییس کل اداره ، شلدریک ( فرد مک مورای ) سر و سری دارد . از همه بدتر اینکه باکستر ناخواسته کلید آپارتمانش را اختیار شلدریک می گذارد تا با فرن خوش باشد . فیلم را می توان یک کمدی جنسی دانست که خطوط قرمز در آن به خوبی رعایت شده است و برخلاف کمدی های چند سال اخیر که برپایه ی صحنه ها و دیالوگهای زننده و بی پروا استوار هستند ، به خوبی شوخی های کلامی را با طنز موقعیت پیوند زده و حاصل تجربه ای مفرح ، دوست داشتنی و از لحاظ کیفی در سطحی قابل قبول از کار در آمده است . فیلمنامه با رعایت قواعد کلاسیک لازم بسیار فاخر جلوه می کند و تنهایی و سرگشتگی باکستر را در دل نظام بوروکراسی و ضعیف کش جامعه ی سرمایه داری آمریکا با استادی هرچه تمامتر نشان می دهد . دیالوگها در نهایت سلیقه و زیبایی نوشته شده اند و شوخی های فیلم پس از گذشت چهل و هفت سال هنوز تازه و سرزنده هستند . حتی پایان خوشبینانه ی فیلم که به سینمای هند و فیلمفارسی های خودمان پهلو می زند با شوخی ای که در آن با صدای باز شدن درب شامپاین می شود، جلوه ای مفرح و دل انگیز پیدا می کند .
کارگردانی وایلدر همانند همیشه بی آنکه جلوه ای تصنعی داشته باشد نقش عمده ای را در بهبود هر چه بیشتر تاثیر داستان ایفا می کند . کافیست به میزانسن های استادانه ی وایلدر در آپارتمان و یا محل کار باکستر نگاهی بیندازیم . نماهایی که از شخصیت اول فیلم در مواجهه با روسایش می بینیم بر حقارت و از بین رفتن شرف انسانیش تاکید می کند و بیشتر نماهایی که در آپارتمان باکستر از جک لمون مشاهده می کنیم در نمایی متوسط یا لانگ شات است که تاکیدی بسزا بر تنهایی این آدم می باشد و پس از حضور فرن در این آپارتمان شاهد کلوزآپ هایی محشر از صورت لمون و شرلی مک لین هستیم . ضمن اینکه هدایت صحیح بازیگران توسط وایلدر به همدلی بیننده با شخصیتها کمک بسیاری کرده است . جک لمون در نقش سی سی باد باکستر فوق العاده است و در تمام صحنه هایی که حضور دارد ، همه چیز را تحت سایه ی هنرنمایی خود قرار می دهد . شرلی مک لین هم انگ نقش فرن کوبلیک ساده دل می باشد و زوج ماندگاری را با جک لمون تشکیل داده است . فرد مک کواری و جک کروشن هم بازی های خوبی را از خود به نمایش گذاشته اند . طراحی صحنه ی فیلم که کار الکساندر ترونر و ادوارد بویل است ، بی نظیر است و تقابل فضای سرد و خاموش آپارتمان باکستر را با فضای شلوغ و پر رفت و آمد اداره ی بیمه به خوبی نمایان می سازد .
پس از بیرون آمدن از سالن کوچک حوزه ی هنری و در طول پیاده روی معمولی که بعد از دیدن یک فیلم خوب دارم ، جزییات درخشان " آپارتمان " تمام ذهنم را پر کرده بود و حتی با یادآوری برخی از صحنه های کمیک آن کلی کیف می کردم . این همان جادوی پنهان سینماست .

* بیلی وایلدر برای این فیلم سه بار به روی سن مراسم اهدای جایزه ی اسکار رفت ( بهترین فیلمنامه ، بهترین کارگردان و بهترین فیلم ) . نقل است نمایشنامه نویس معروف ، ماس هارت ، که دومین اسکار از سه اسکار وایلدر را به او اهدا می کرد به هنگام دادن جایزه سرش را در گوش بیلی گذاشت و گفت : " بیلی وقتش است که دیگر دست نگهداری . " ( * : به نقل از کتاب " گفتگو با بیلی وایلدر نوشته ی کامرون کرو / ترجمه ی گلی امامی )