نقدی بر چشمان کاملا بسته(۱)
نقد فيلم: چشمان تمام بسته (Eyes Wide Shut)
براي بازشناسي فيلمهاي استنلي كوبريك ميبايست به شخصيت سينمايي او و دغدغه اصلي او يعني خشونت رجوع كرد. او در فيلمهايش همواره اين مطلب را مد نظر قرار داده است، انسان و خشونت. او در هر فيلمش به يكي از جنبههاي اين رابطه لاينفك پرداخته است؛ در دكتر استرنج لاو و غلاف تمام فلزي رابطه جامعه و خشونت در قالب جنگ، در فيلم تلألو خشونت را از آينه روانشناسي، در باري ليندون خشونت كاناليزه شده در جامعه (قمار و دوئل)، در 2001: يك اديسه فضايي ماهيت و فلسفه خشونت و نيز رابطه خشونت و تكنولوژي و در پرتغال كوكي و چشمان تمام بسته روانشناسي خشونت و سكس را مورد بررسي قرار داده است. او جزو معدود فيلمسازاني است كه از نظر مضمون يكدست و از نظر سوژه فراز و نشيبهاي زيادي داشته است. چشمان تمام بسته داستان روايي يك شك، البته در پوسته ظاهري است، شكي كه تعليق اصلي داستان را ايجاد ميكند. هارفورد (با بازي تام كروز) بعد از اسارتي نافرجام در شبههاي ملالانگيز خود را در بازي خطرناكي ميافكند و براي كوبريك بستر نمايش بيشرمانهترين پديده رواني و اجتماعي يعني بالماسكههاي سكسي كه در آن شخص اهميت ندارد و تنها آلت تناسلي مورد توجه است را ايجاد مينمايد. هر چند او اين بالماسكهها را در چند طبقه اجتماعي نمايش ميدهد (دقت كنيد به زن هرزه كه مبتلا به ايدز است يا دختر بوتيكدار كه توسط پدرش معامله ميشود) اما ذات ماجرا يكي بوده و حيوانزدگي انسان و چگونگي رخوت رواني در كام سكس قرار داشتن مورد نكوهش و توجه است. او بيپرده نشان ميدهد كه براي ارتباط نامشروع و آسيب و پوسيدگي اجتماع تنها چيزي كه لازم است عدم سلامت روان، آسودگي خيال و فراخي فكر است كه در هر سطح و هر طبقه خاستگاه چنين معضل نافرجامي ميشود. كوبريك آدم ركي است. بيپروايي او از فيلم دكتر استرنج لاو آغاز شد، در پرتغال كوكي شدت گرفت به طوري كه اكران اين فيلم حتي در امريكا مورد ترديد بود و در دو فيلم آخر (غلاف تمام فلزي و چشمان تمام بسته) در هاليوود بيسابقه اگر نگوييم كم سابقه بوده است هرچند كه او هيچگاه هاليوودي نبود و با وسواس عجيبش در كارگرداني (بيشتر از هفتاد كات در يك پلان از تام كروز!) خود را متمايز ساخته بود. او در جايي گفته است:«اسپارتاكوس بدترين فيلم من است چون نتوانستم آن طور كه مايلم ايدههاي خودم را تحميل كنم.» او در اواخر عمر چشمان تمام بسته را به روي پرده آورد. اين فيلم، حكايت سكس است، دلايل ميل به آن در جوامع بشري كه از كانون اصلي يعني خانواده آغاز ميشود تا جايي كه براي آن تشكيلات و تمهيدات پيچيده تدارك ديده ميشود. آليس هارفورد (با بازي نيكول كيدمن) در يك بدمستي معمولي يكي از احساسات خالص خود را بر زبان ميآورد و اين نقطه عطف داستان است. داستان به موقع شاخهشاخه شده و در لحظه مناسب وقايع به هم مرتبط ميشوند. با مقدمهاي كه ذكر شد شايد اين سوال پيش بيايد كه دغدغه هميشگي كوبريك يعني خشونت در كجاي اين فيلم به نقد آمده است؟ بالماسكه سكسي بدترين نوع خشونت سرد و خودفراموشي انسان از راه تقويت روانپريشي سكسي است. پديدهاي كه انسان را بعد از ايجاد تمدن به خود مشغول كرده است. كوبريك راه خود را ميرود و گوشش بدهكار نيست. او از هر طريقي كه بتواند خشونت را ميكوبد و به نقد ميكشد حتي اگر مجبور شود يك پورنوي سينمايي ايجاد كند. كوبريك مستقل است. فيلمهاي او مستقل هستند و جار و جنجال گيشهاي ايجاد نميكنند. چشمان تمام بسته هم اثري است ماندگار كه تام كروز و كيدمن به ماندگاري آن دامن زدهاند. چشمان تمام بسته نقد سكس اجتماعي است كه باعث ايجاد اجتماع سكسي ميشود؛ چيزي كه ارزشهای انساني را پايمال خواهد كرد.
ديالوگهاي به ياد ماندني فيلم:
آليس: من عاشقت هستم و ميدونم چيز خيلي مهمي هست كه بايد هرچه زودتر انجام بديم...
هارفورد: اون چيه؟
آليس: سكس!
هارفورد: حالا، ما دقيقاً كجا ميريم؟ دقيقاً...
جيل: جايي كه رنگين كمون به انتها ميرسه.
هارفورد: رنگين كمون كجا به انتها مي رسه؟
جيل: تو نميخواي بري به انتهاي رنگين كمون؟
هارفورد: بستگي داره اون كجا باشه...
جيل: خوب، بريم ببينيم!
آليس: خوب، چون من زن زيبايي هستم هر مردي دوست داره با من گرم بگيره تا باهام سكس داشته باشه؟ اين چيزيه كه تو ميگي؟
هارفورد: هيچ رويايي فقط يه رويا نيست!
مرد: اسم رمز چيه؟
هارفورد: فيدليو.
مرد: اسم رمز ورود به خانه چيه؟
هارفورد: فكر ميكنم فراموش كرده باشم...
مرد: متاسفم چون فرقي نميكنه كه شما اسم رمز دوم رو فراموش كرديد يا اينكه اون رو از اول نميدونستيد. لباستو در بيار!
هارفورد: لباسمو در بيارم؟
مرد: لباس رو در بيار يا اينكه ترجيح ميدي ما اين كار رو براتون انجام بديم؟